یک مشت شعر

 

نیم نگاهت را

 

با خورشید معاوضه نمی کنم

 

ستاره ی سرگردان

/ 10 نظر / 25 بازدید
فرزانه

سلام اطیلای طلای من تقدیم به تو ای کاش دلتنگی تو بودی می دیدمت هر روز ... " علی میرافضلی "

فرزانه

سلام من دقسقا نمیدونم از این کامنتت چی بود و کلا مشکوکم به اینکه این نوع نگارش مال شماست بیان واژه مبتذل بودن برای یک پستی که به روح مادری والا تقدیم شده دور از ادبه ...در ضمن من نه شکست عشقی خوردم نه اساسا به چیزی بنام عشق اعتقاد دارم ...

فرزانه

نفکر کردم چون این پست رو من نوشتم و حسی بود که من داشتم برای خواننده ایجاد میکردم پس طبیعیه فکر کنم منظورتون با من بوده ... دو تا پست پایینتر نظراتش بسته بود و بعد من دقیقا متوجه نشدم منظورتون از ابتذال تقدیم نامه ی این پست بوده شما هیچ اشاره ای نکردید ... چون تیتر این پست تقدیمی نبود بازم پیش میاد اشتباه میدونید چرا چون هنوز جوون هستید هنوز با مشکلات این دنیا اونجور که باید برخورد نکردید چون نمیخواهم جای مادری باشید که باید بجنگد و امیدوارم در زندگیت زن بودن رو فقط تجربه کنی نه مرد بودن رو با همه سختیهاش کامنتم قضاوت شما نبود توجیه وضعیت و در واقع انگیزه نوشتن پستها و قرار دادن تصاویر بود و همه اشتباه هم از اونجا ناشی شد که شما دقیقا اشاره نکردید کدوم متن رو ابتذال میدونید .... شاید ناراحت نوشتم ولی هرگز نمیخواهم به دوست قدیمیم توهینی کنم ...

علی کافه چی

به ناز و نعمت باغ بهشت هم ندهم کنار سفره ی نان و پنیر و چای تو را ...

الهه

ایولکم الله :دی درستشم همینه..اصن باهاس اینجوری باشه :ایکس احوال شریف شاعر؟

neda

سلام عزیزم ممنونم که به هستی جون تبریک گفتی[گل][گل][گل]

فرزانه

گـــــــاهــی لـال مـی شـود آدمـ حـرفـ دارد امــــــــا كـــلمه نــــدارد

فرزانه

تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشه‌ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز است